سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

197

تاريخ ايران ( فارسى )

كه تسليم نشده بود گرفتار گبرياس كه نائب السلطنهء بابل شده بود گرديد و بقتل رسيد ، اين پيشرفت آخرى كسانى را كه در عالم ترديد بودند در خصوص تمكين و اطاعت نسبت به كوروش از ترديد بيرون آورد و كمتر وقتى چنين غنيمت بزرگى به اين سهولت براى كسى حاصل شد كه شهرى مثل بابل كه از بلاد متبرك محسوب و از خدايان و قوانين آن در تمام دنياى آنزمان قديمترين و محترمترين قوانين و خداوندان بودند بدون زدوخورد تسليم مهاجمين يعنى پارسيان شود . كوروش از آنجا كه مدبر و زرنگ بود دستهاى بل رب النوع را « 1 » گرفت و اين رفتار رعاياى جديد او را نهايت مسرور كرد و بعلاوه بتهائيكه نبونيد به بابل آورده بود ببلاد خودشان معاودت داد . اقوال مبتنى بر روايات هيچ قسمت تاريخى ايران مانند داستان فتح بابل تحريف نشده است . قبل از آنكه كتيبه‌ها مكشوف شود داستانيكه هرودوت نقل كرده و كتاب دانيال هم مؤيد آنست محل قبول عموم « 2 » بود كه ميگويد كوروش آب فرات را برگردانيده و از مجراى خشك شده وارد شد و در آنموقع مردم بواسطهء اينكه مشغول جشن و شادى بودند دروازه‌ها را باز گذاشته به غفلت ميگذرانيدند . قتل و غارت شروع شد و در عمارت سلطنتى دستى ظاهر شده روى ديوار عبارتى نوشت و پادشاه را كه مست بود مبهوت ساخت و او گرفتار شده به هلاكت رسيد و شهر هم طعمهء آتش و گرفتار قتل و نهب گرديد و پيش‌گوئى انبياء نيز وقوع يافت كه مهم‌تر و بالاتر از همه شرحى است كه در كتاب اشعيا مذكور است كه « قعر جهنم براى تو در جوش و خروش است تا آنكه حين ورودت ترا استقبال نمايد و براى تو ارواح جباران زمين را به حركت آورده و تمام ملوك قبايل را از تختهاى خودشان برداشته است ، همهء ايشان با تو متكلم شده به تو خواهند گفت آيا تو مثل ما ضعيف شده و شبيه ما گرديده‌اى » . « 3 »

--> ( 1 ) - از اين عمل نتيجه‌اى كه گرفته شده اينست كه كوروش پيرو زردشت نبوده است و شايد اين بهترين تصورى باشد كه ميتوان دربارهء كوروش نمود كه او پرستندهء خداى ملى خويش آهورامزد بوده است « مؤلف » . ( 2 ) - كتاب سلاطين پنجگانه 3 ، 153 . ( 3 ) - كتاب اشعيا باب 14 آيه 9 و 10 « مؤلف » .